تبليغاتX
امیر قلندر(یه عاشق دل سوخته)

amirghalandar

امیر

amirghalandar

http://amirghalandar.blogfa.com

امیر قلندر(یه عاشق دل سوخته)

امیر قلندر(یه عاشق دل سوخته) - سام کوچولو

امیر قلندر(یه عاشق دل سوخته)

امیر قلندر(یه عاشق دل سوخته)

سام کوچولو

روزی مادر سامی کوچولو او را با برادرش در خانه تنها گذاشت. برادر سامی از او چند سالی بزرگتر بود و زیاد هم اهل بازی کردن با سامی نبود. برادر لحظه ای از سامی چشم برداشت و به کار خود مشغول شد. سامی کوچولو که  خیلی دلش تنگ شده بود، به انباری رفت و از جعبه کار پدرش قوطی رنگی برداشت و به خانه آورد و اتاق مهمان را رنگی کرد.

مادرش خیلی دیر کرد و اما بعد از ساعاتی برگشت

برادر سامی که منتظر داخل شدن مادرش بود سریع به نزد مادر خود رفت و گفت:« مادر من در حال درس خواندن بودم که سامی بر سر جعبه کار پدر رفته و خانه را رنگی کرده است.»

مادر بسیار ناراحت شد و سامی را در حالی که گریه می کرد و داخل اتاق خودش برد و در را بر روی او بست.

مادر که می خواست ببیند اتاق به چه وضعی در آمده است وارد اتاق مهمان شد و با کمال تعجب دیده بود که سامی کوچولو  با رنگ قرمز قلبی کشیده و داخل  آن نوشته بود:« مادر عزیزم دوستت دارم...»

مادر سامی کوچولو از کار خود بسیار ناراحت شد و به سرعت به اتاق سامی کوچولو رفت و او را که هنوز اشکانش بر چهره جاری بود را در آغوش کشید و بوسه ای را با عشق مادرانه بر گونه های او نشاند...

امیر قلندر

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 15:1 توسط امیر |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا

set as your home page